این روزها

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اهواز خونین» ثبت شده است

در سالگرد حملهء احمقانهء صدام ملعون، تیراندازی میکنند. ادعای جدایی خوزستان را دارند به نام یک کشور مستقل عربی. که نقشه اش کل جنوب غرب ایران را در بر میگیرد! با چاههای گاز و نفتش و خاک حاصلخیزش. اصلا هم مهم نیست که نصف خوزستان عرب نیستند. شوشتری، دزفولی، بهبهانی، لر، بختیاری، ترک و قومیتهای دیگر فارس هستند. 
و با یک نگاه به لیست شهدا پیداست که بعضی از آنها، لااقل کسانی با نام خانوادگی لویمی، عذاری، فاروق، بنداوی، دریس، عرب هستند. برای سروری عربهاست که سرباز جوان عرب را میکشند؟!
بعد آن آقای عرب تجزیه طلب به زبان فارسی با مجری فارسی زبان شبکه ایران فلان مصاحبه میکند! او به این خوش آمد می گوید و این حرف از اهداف مشروع(!) میزند. اهداف مشروعی که شامل جانباز هفتاد درصد و زن ها و بچه ها میشود، و سربازهای جوانی که هیچکدام در تفنگشان تیر ندارند و غافلگیر میشوند. 
واقعا دعوا قومیتی نیست. 
با اژدهای هفت سری مواجهیم که از یک سو با تحمیل جنگ اقتصادی، فقر و بیکاری را تشدید میکند، از یک سو با تبلیغات فرهنگی سلفی و وهابی، برای خودش مزدور جمع میکند، از سعودی پول و از امریکا سلاح و برنامه های تحلیلی تلویزیونی و کارشناس ها میرسد. بعد می نشینند نقاط ضعف سیستم امنیتی ایران را تحلیل میکنند. وضع خوزستان را با دید اقتصادی و جامعه شناسی، بررسی میکنند و از چرخاندن استخوان دشمنی و کینه، لای زخم های قدیمی ما لذت می برند. 
و همواره این یک چیز کاملا طبیعی و منطقی و موجهی است که وقتی مردم فقیرند و دولت ایران به فکر آنها نیست، جذب گروهکهای تروریستی ای بشوند که از طرف سعودی تغذیه و حمایت میشوند... 
وقتی به حرفهایش گوش میدهی، با خودت میگویی: عجب! راست می گوید ها! تحلیلش درست است. خوب کارشناسی میکند. 
اما یکی نیست بهشان بگوید: شما برای دشمن شیرده ما، قاتل کودکان یمنی و حامی جلادهای وحشی کار نکن، پول ازش نگیر، نانش را چرب نکن، تحلیل کارشناسی پیشکش عمه ات! 

"استکبار" چیز دیگری بجز این است که بگوید من پول و رسانه و سلاح دارم، تو را میکشم چون قدرتش را دارم، و این کاااملا طبیعی است...؟!